رعنا فرهان...
چند شب پیش بود که در برنامه شباهنگ رعنا فرهان میهمان برنامه بود و برای اولین بار مصاحبه اش را دیدم. رعنا فرهان را از فیلم " کسی از گربه های ایرانی خبر نداره " بیاد دارم. وقتی بار اول صدایش را شنیدم دهانم نیمه باز که نه تمام باز ماند. صدایی مسحور کننده داشت . رعنا فرهان که ساکن نیویورک است برای اولین بار جز و بلوز را به فارسی خوانده است . فیلم که تمام شد کلی گشتم تا فهمیدم اسمش چیست و در اولین فرصت هر دو آلبومش را پیدا کردم.

آهنگ سرمست از عشق (Drunk With Love) بهترین آهنگ اوست به نظر من که هر چه گوش می دهم خسته نمی شوم.

اگر دوست داشتید از اینجا دانلود کنید +

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 روز معلم امسال!
باز روز معلم شد و کادو و کادو بازی. مطابق معمول البسه های هدیه شده اندازه مان نشد و بخشیدیم به برادر کوچکتر ولی گذشته از اینها هنوز روز معلم سال قبل را فراموش نکرده ام و بزن برقص سر کلاس یک مدرسه دولتی با گیتار و تنبک و ... . برای ماها که حداکثر فعالیتمان در مدرسه به سرود و این چیزها خلاصه می شد اینگونه جشن گرفتن در مدرسه جالب توجه بود. هنوز فیلمش را گاهی اوقات تماشا می کنم و با خود می گویم چقدر ارزشها عوض شده ...

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 جمعیت بیشتر=قدرت بیشتر؟
امروز با یک فرد هندی در حال بحث و گفتگو بودم از بالیوود هند گرفته تا رابطه هندوها و مسلمانان در هند و رابطه پاکستان و هند و ... تا اینکه سر یک قضیه گره خوردیم. سر مسئله جمعیت هر کاری کردیم نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم. او اعتقاد داشت چین که ابر قدرت کنونی جهان در تولید است در سایه جمعیت ملیاردی اش به این موفقیت رسیده و هند که در آینده یکی از ابر قدرت ها خواهد بود هم بعد از چین دومین کشور پر جمعیت جهان است. من هر چه اصرار می کردم که مهم کیفیت زندگی است و استاندارد هایی که لازمه یک زندگی مناسب است زیر بار نمی رفت. دلیلش این بود که خدا روزی رسان است و اسلام هم گفته که جمعیت بیشتر شود و ... یعنی تو می گویی اسلام حرف غیر منطقی زده ؟! از سیستم کشورهای غربی انتقاد می کرد که میزان ازدواج و تولد بچه بسیار کم است و تمایل کمی برای بچه دار شدن دارند ولی نمی گفت که استاندارد زندگی که در آنجاست قابل مقایسه با کشورهای جهان سوم نیست.

زمانی جمعیت کشور ما نصف جمعیت کنونی بود و تا آنجا که شنیده ایم آنقدر نیروی کار کم بود که از کشورهایی مثل سنگاپور و کره کارگر می آمد و اینهمه مشکل اشتغال و مسکن و بالا رفتن سن ازدواج مطرح نبود. حالا این ا.ن با کدام منطق فکر کرده افزایش جمعیت می تواند ما را تبدیل به ابر قدرت کند معلوم نیست. ما هنوز همان نسل سوخته ای هستیم که بعد از انقلاب و با انفجار جمعیتی در حال تاوان دادن این اشتباه هستیم...

|+| نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 لاست رو به افول
مدتها بود دائم از این سو و آنسو از لاست می شنیدم حتی طوری شده بود که استاد نقد ادبی مان سر کلاس گاهی مثالهایش را از این سریال انتخاب می کرد تا اینکه از یکی از دوستان دی وی دی های لاست رو گرفتم و در کمتر از دو ماه هر 6 سری را تماشا کردم تا الان که همپای بینندگان تلویزیون آمریکا هر هفته منتظر پخش قسمت جدیدم. در این مدت آنقدر از لاست حرف زده اند و آنقدر تحلیل های گوناگون از این سریال شده که نمونه اش را در برنامه پنج شنبه شب شبکه پنج دیدم که مهمانان (دکتر! حسن عباسی و مسعود فراستی و ...) نقد سریال به کجا چنین شتابان را بی خیال شده و در مورد لاست به مباحثه پرداختند. گاهی اوقات پیاز داغ این تحلیل ها بیش از اندازه می شود و زیادی جدی گرفته می شود. این که لاست را مجموعه ای از نویسندگان نوشته اند و می نویسند و کارگردانی اش هم گروهی است بدیهی است و چنین پروژه عظیمی نمی تواند سرسری و سبک ساخته شود. قطعا مسائل عمیقی در آن مطرح می شود ولی نباید آنچنان زیاده روی کنیم که هر مطلب کوچکی را ربط بدهیم به فلان مکتب فکری و فلسفی و ... . اسمهای بزرگی در این سریال می شنویم از جمله دزمون(دیوید) هیوم ، جان لاک ، دانیل فارادی ، روسو ... که در فلسفه و جامعه شناسی و ... نامهای بزرگی بوده اند.

برای خود من لاست تا سری 3 بسیار جذاب و کم نقص پیش می رفت. تا سری 3 به گونه ای ساخته شده بود که کوچکترین ایرادی که از یه صحنه که می گرفتی جوابش را کمی بعد دریافت می کردی. کارگردان یا کارگردانان) اجازه کوچکترین تنزلی را در اثر نمی دادند و کاملا مسلط و بدون سوتی و ابهامی سریال به کارش ادامه می داد ولی از سری 4 به بعد و زمانیکه مجبور شدند پای مسائل متافیزیکی و غیر واقعی را به میان بکشند ، ابهت سریال زیر سوال رفت و آن جذابیت و صلابت قبلی را دیگر نداشت. تپق زدن ها و استیصال کارگردانان و نویسندگان به وضوح قابل مشاهده بود. با اینکه اصلا دلم نمی خواهد از لاست انتقاد کنم ولی هرگز 3 سری اول را با 3 سری بعدی نمی توان مقایسه کرد. در 3 سری اول هر موضوعی با چنان استدلال و تصویر سازی همراه بود که شک و شبهه ای برای بیننده بر جای نمی گذاشت ولی برعکس در 3 سری بعدی کارگردانان و نویسندگان مجبور شده اند با خیالی ترین شکل ممکن اتفاقات را منطقی جلوه دهند...

تا بحال 6 از این سریال که از سال 2004 شروع شد پخش شده و در حال حاضر قسمت 13 فصل ششم تمام شده و یکی دو روز آینده قسمت 14 پخش خواهد شد. اگر اشتباه نکنم لاست در قسمت 18 فصل شش برای همیشه تمام خواهد شد و پس از آن منتظر برنامه های نقد و بررسی و تحلیل این سریال از تلویزیون باشید که مطمئنم این سریال و کلیه گروهی که بر روی آن کار کرده اند به خیلی جاها ربط داده خواهند شد از جمله به صهیونیست ها و لابی های یهودی در آمریکا و گروههای ضد اسلامی و ضد مذهبی و ... و گسترش دهندگان لیبرالیسم و سکورالیزم و هزار و یک مکتب دیگر بدون اینکه در نظر بگیرند که لاست یک سریال بود و اول جنبه سرگرمی اش اهمیت داشته و برخی اوقات هیچ منظوری غیر از کنجکاو کردن و بدنبال خود کشاندن مردم نداشته...

|+| نوشته شده توسط در جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 از پروپوزال و پایان نامه متنفرم!
تا اینجای کار هم به اندازه کافی وقت تلف کردم و این کلاسهام یه بهونه ای شده تا تحویل پروپوزال رو بگذارم برای اوایل خرداد وگرنه خیلی از هم کلاسیها پروپوزال رو تحویل دادن و تایید گرفتن و ... .

حسی که به پایان نامه پیدا کرده ام بیشتر از نفرت و کابوسه. واقعا نمی توانم درک کنم این پایان نامه ها و تحقیق های زور زورکی چه فایده ای دارند وقتی حس پژوهش بین ما ایرانیها نیست و ساز و کار صحیحش را بلد نیستیم و از اول کپی کردن و تقلید یاد گرفته ایم. حالا همین پایان نامه و تحقیق و پژوهش و نظریه پردازی را با آنطرفی ها مقایسه کنیم و پروسه ای که آنها طی می کنند بهمراه محیط آکادمیکی که دارند (نه مثل ما که علوممان آلوده به علوم غربی شده و اخ هستند!) و این محیط پژوهشگر را در مسیر خودش قرار می دهد و در مسیر خودش به جلو هدایت می کند...

من از پایان نامه متنفرم ایضا از پروپوزال!


|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 آقای مطهری، نا امیدمان کردی!
پس از حوادثی که بعد از انتخابات سال پیش افتاد(یعنی به این زودی یکسال گذشت؟!) علی مطهری موضع گیریهایی در مقابل عده ای از اصولگرایان از جمله شاخص ترینشان حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان داشت. او حتی چندین بار از احمدی نژاد هم انتقاد کرده بود و او را مقصر بخشی از حوادث پس از انتخابات عنوان کرده بود در حالیکه خود مطهری در مجلس از طیف اصولگرایان است. کمی داشتیم به او امیدوار می شدیم و اینکه در بین اصولگرایان هم هستند عده ای (عماد افروغ را فراموش نکنیم) که اهل منطق هستند البته نه به این معنا که مطابق میل ما حرف بزنند بلکه کور کورانه از مسئله ای حمایت نکنند و در هر اتفاقی آنرا با عقل و خرد سنجیده و قضاوت کنند.

و اما اظهار نظر چند روز پیش علی مطهری دوباره نا امیدمان کرد. وی مثلا در واکنش به اظهارات فائزه هاشمی رفسنجانی چنین گفته: 

"اگر تعدد زوجات را نپذیریم به این معنی است که همواره تعدادی از زنان فاقد شوهر باشند. البته اگر در جامعه ای تعداد زنان آماده ازدواج بیشتر از مردان آماده ازدواج نبود طبعا موضوع این حکم منتفی است. نفی این حکم در جوامعی که نیاز به آن دارند ظلم به برخی زنان است و به معنی تجویز فساد و فحشاست."

همچنین در بخشی از صحبتهای خود فلاش بکی به گذشته داشته و عنوان می کند :

"سخنان ایشان تازگی ندارد، در حدود سال 79 که ایشان روزنامه زن را منتشر می کرد نیز اینگونه مطالب فمینیستی و ضد نظام خانوادگی اسلام زیاد منتشر می کرد. حکم تعدد زوجات که البته باید در جای خود و با شرط توانایی جسمی، روحی و مالی مرد انجام شود یکی از افتخارات اسلام است و از حقوق زن است نه از حقوق مرد!!!.معمولا در اجتماعات بشری تعداد زنان آماده ازدواج از تعداد مردان آماده ازدواج بیشتر است. "

کاری به این ندارم که فائزه هاشمی چگونه آدمی است و صاحب چه نوع اندیشه ای است و البته ذهنیت خوبی به ایشان ندارم. تا جایی که یادم می آید ایشان برای اینکه در انتخابات مجلس ششم رای بیاورد گویا به عده ای از بسیجیان پولهای هنگفتی داده بودند تا علیه این خانم موضع گیری و جنجال سازی و در برخی موارد فحاشی کنند تا فائزه خانم در بین جوانان و اصلاح طلبان وجهه ای کسب کرده و محبوبیت لازم برای کسب رای را بدست آورد و حتی رای اول تهران در مجلس شد که به دلایلی ایشان را نفر اول تهران اعلام نکردند(چون صورت خوشی ندارد خانمی نفر اول تهران در مجلس باشد!).

ولی جناب مطهری با این اظهارات ما را مجاب کرد که از کوزه همان برون تراود که دراوست. نمی توان از کسی فراتر از حد تصور انتظار داشت. چند سوال اینجا مطرح می شود :

1- ایشان که می فرمایند ... ظلم به عده ای از زنان است آیا توجه نمی کنند که شاید همین اندازه هم ظلم بر حق عده ای دیگر باشد که مجبور می شوند شوهر خود را با دیگری تقسیم کنند؟ آیا اگر تقسیم شوهر را امری منطقی بدانیم آیا با زن مانند کالا رفتار نمی شود؟

2- فرموده اند تعدد زنان از حقوق زن است نه مرد! عجب مظلومانی هستیم ما مردا که خودمان هم خبر نداریم. مردان نازنین مجبورند برخلاف میلشان فداکاری کنند تا مبادا حقوق زنان پایمال شود! 

3- سوال اساسی اینجاست ، اگر در جامعه ای تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج کمتر باشد آنموقع آقای مطهری حکم خواهند داد که تعدد شوهر از حقوق مرد است نه زن؟ آیا آنموقع می پذیرند که بخاطر جلوگیری از گناه (که فرموده شده منجر به زلزله در تهران خواهد شد!) زنان چند شوهر داشته باشند؟

4- و آیا آقای مطهری راضی می شوند همسر دخترش زن دیگری اختیار کند و بدینگونه به حقوق زن خدمت کند؟

امیدوارم در هر مسئله ای به دنبال راه حل باشیم نه صرفا حرف زدن و موضع گیری تا عریضه مثلا خالی نماند. ایشان توصیه نفرمودند به جای این احکام اگر شرایطی فراهم شود تا تعداد مردان آماده ازدواج بیشتر شود (الحمدالله که دست به برنامه ریزیمان حرف ندارد!) و در نتیجه مردان قدرت تشکیل زندگی مشترک را داشته باشند ، نیازی به این بازیها (که توجیهی برای شهوترانی عده ای است) نخواهد بود.

لینک سخنان علی مطهری در جواب فائزه هاشمی +

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 مردم مظلوم یا مردم گناهکار؟
مدتی است عده ای اعلام کرده اند اگر مردم تهران از گناهانشان توبه نکنند و ... زلزله شدیدی آنها را متنبه خواهد کرد و ... . گویا عالم! بزرگی چنین پیش بینی کرده که بزودی زلزله شدیدی اتفاق خواهد افتاد و دلیلش معصیت مردم است و ... . و بر این اساس عده ای هم مردم را به توبه کردن فراخوانده اند. حالا قصد نداریم موضوع را به صیاصت و صیاصی نویسی بکشانیم (کمی سخت به نظر می رسد حرف بزنی تعبیر به صیاصت نشود) ولی با خودم فکر می کنم این مردم چه گناهی کرده اند که باید توبه کنند؟ آیا مظلومترین مردم دنیا را نداریم؟ هیچ کجای دنیا چنین مردم کم توقعی پیدا نمی کنید. فکر کنم درست ترش این بود که مسئولین توبه کنند و از مردم حلالیت بخواهند و سعی کنند جبران کنند. آنقدر از شنیدن فسادهای بی انتهای عده ای از مسئولان سر آدم سوت می کشد که دلت به حال آنهایی که از نداری و بیچارگی مجبور به ارتکاب به جرم می شوند می سوزد. کاش عده ای زود توبه کنند تا زلزله عدالت گریبانشان را نگیرد...


پ ن : مجبور شدم تن بدهم به آمپول. البته انصافا این آمپول زن محله ما از داروی بی حسی استفاده می کنه و هیچ متوجه نمی شوی کی آمپول زده ولی به هر حال شیر شیر است اگرچه پیر هم شده باشد!

پ ن : تو را به جان هر که دوست دارید یک عدد ف ی ل ت ر ش ک ن به ما معرفی کنید که بسی در گل مانده ایم مثل ... . اولترا کار نمی کند پاف هم همچنین... فیس بوک را مدتی است چک نکرده ام دلم تنگ شده شدیدا!


پ ن : امشب در برنامه نود مهمان برنامه (ناصر حجازی) در جواب سوال مدیر عامل ذوب آهن در مورد فوتبال ناپاک شوک عجیبی به با جوابش به فردوسی پور وارد کرد. احتمالا فردوسی پور بخاطر این مسئله تحت فشار قرار بگیرد. ناصر حجازی در جواب فوتبال ناپاک گفت مگر جاهای دیگرمان پاک است که انتظار داشته باشیم فوتبالمان پاک باشد؟!

|+| نوشته شده توسط در دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 دلتنگ پیاده روی در...

حدود یک ماهی میشه که طرفای میدان ساعت و چهار راه شهناز و ... نرفته بودم بخاطر پام حالا بعد از مدتها حسابی پیاده روی چسبید ، تماشای مردم مغازه ها رفت و آدم ... با اینکه مجبور بودم آهسته بروم و فشار زیادی به پام نیارم. لذت خاصی داره


پ ن : دیشب وقتی مجبور شدم با وجود خستگی شدید بخاطر تمام کردن ترجمه تا 4 صبح بیدار بمانم و در تمام آن مدت آبریزش بینی امانم را بریده بود فکر نمی کردم سرماخوردگی شدیدی در انتظارم است. حالا شدیدا احساس می کنم سردم است...


|+| نوشته شده توسط در یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 جنگ نا برابر
بین شاگردام یه عده ای هستند که هوش و استعداد فوق العاده ای دارند و معمولا مطالب جدیدی که می خونن براحتی یاد می گیرند. بعضی وقتها این عده نسبت به ناتوانی بعضی دیگر که کمی دیر یاد می گیرند یا به اندازه آنها باهوش نیستند واکنش نشان می دهند حتی بعضی ها عصبانی می شوند وقتی می بینند اون عده کم هوش تر مطلب به اون راحتی(از دید خودشان) رو با تپق و به کندی جواب می دن...

همیشه به واکنشهای بچه های باهوش دقت می کنم. چون این افراد کاندیدای تبدیل شدن به یک فرد بزرگ در آینده هستند فقط تنها چیزی که آنها را از هم متمایز می کند انگیزه و پشتکار است. خیلی پیش آمده زبان آموز تیزهوشی را دیده ام که کم انگیزه و فاقد اعتماد به نفس است و در مقابل کسی که حتی از نظر هوشی شاید کمی پایین تر باشد ولی آنقدر روحیه مبارزه و برتری جویی دارد که ...

چند روز پیش رقابت کلاسی بین دو گروه در کلاس در جریان بود و نتیجه نهایی را دو شاگرد اول کلاس باید تعیین می کردند. جایی که یکی از آنها مثل گرگی که به طعمه اش رحم نمی کند ایستاده بود و دیگری مثل بره ای که از قبل باخت را قبول کرده بود... نتیجه قبل از شروع رقابت مشخص بود. این رفتار آنها آیینه تمام نمای موقعیت آینده شان است. خیلی دلم به حال بازنده بسیار باهوش و با استعداد ولی کم انگیزه سوخت ولی هیچ کاری از دستم بر نمی آید که انگیزه دادنی نیست داشتنی است...

|+| نوشته شده توسط در شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 جمعه بی تعطیل

این کجای انصافه که با اینهمه خستگی و کار عقب مونده مجبور بشی روز جمعه ای بری سر کار؟

|+| نوشته شده توسط در جمعه سوم اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 
 
 
بالا
Site Meter