بین شاگردام یه عده ای هستند که هوش و استعداد فوق العاده ای دارند و معمولا مطالب جدیدی که می خونن براحتی یاد می گیرند. بعضی وقتها این عده نسبت به ناتوانی بعضی دیگر که کمی دیر یاد می گیرند یا به اندازه آنها باهوش نیستند واکنش نشان می دهند حتی بعضی ها عصبانی می شوند وقتی می بینند اون عده کم هوش تر مطلب به اون راحتی(از دید خودشان) رو با تپق و به کندی جواب می دن...همیشه به واکنشهای بچه های باهوش دقت می کنم. چون این افراد کاندیدای تبدیل شدن به یک فرد بزرگ در آینده هستند فقط تنها چیزی که آنها را از هم متمایز می کند انگیزه و پشتکار است. خیلی پیش آمده زبان آموز تیزهوشی را دیده ام که کم انگیزه و فاقد اعتماد به نفس است و در مقابل کسی که حتی از نظر هوشی شاید کمی پایین تر باشد ولی آنقدر روحیه مبارزه و برتری جویی دارد که ...
چند روز پیش رقابت کلاسی بین دو گروه در کلاس در جریان بود و نتیجه نهایی را دو شاگرد اول کلاس باید تعیین می کردند. جایی که یکی از آنها مثل گرگی که به طعمه اش رحم نمی کند ایستاده بود و دیگری مثل بره ای که از قبل باخت را قبول کرده بود... نتیجه قبل از شروع رقابت مشخص بود. این رفتار آنها آیینه تمام نمای موقعیت آینده شان است. خیلی دلم به حال بازنده بسیار باهوش و با استعداد ولی کم انگیزه سوخت ولی هیچ کاری از دستم بر نمی آید که انگیزه دادنی نیست داشتنی است...
|
+| نوشته شده توسط
در شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹
|