امروز با یک فرد هندی در حال بحث و گفتگو بودم از بالیوود هند گرفته تا رابطه هندوها و مسلمانان در هند و رابطه پاکستان و هند و ... تا اینکه سر یک قضیه گره خوردیم. سر مسئله جمعیت هر کاری کردیم نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم. او اعتقاد داشت چین که ابر قدرت کنونی جهان در تولید است در سایه جمعیت ملیاردی اش به این موفقیت رسیده و هند که در آینده یکی از ابر قدرت ها خواهد بود هم بعد از چین دومین کشور پر جمعیت جهان است. من هر چه اصرار می کردم که مهم کیفیت زندگی است و استاندارد هایی که لازمه یک زندگی مناسب است زیر بار نمی رفت. دلیلش این بود که خدا روزی رسان است و اسلام هم گفته که جمعیت بیشتر شود و ... یعنی تو می گویی اسلام حرف غیر منطقی زده ؟! از سیستم کشورهای غربی انتقاد می کرد که میزان ازدواج و تولد بچه بسیار کم است و تمایل کمی برای بچه دار شدن دارند ولی نمی گفت که استاندارد زندگی که در آنجاست قابل مقایسه با کشورهای جهان سوم نیست. زمانی جمعیت کشور ما نصف جمعیت کنونی بود و تا آنجا که شنیده ایم آنقدر نیروی کار کم بود که از کشورهایی مثل سنگاپور و کره کارگر می آمد و اینهمه مشکل اشتغال و مسکن و بالا رفتن سن ازدواج مطرح نبود. حالا این ا.ن با کدام منطق فکر کرده افزایش جمعیت می تواند ما را تبدیل به ابر قدرت کند معلوم نیست. ما هنوز همان نسل سوخته ای هستیم که بعد از انقلاب و با انفجار جمعیتی در حال تاوان دادن این اشتباه هستیم...
|
+| نوشته شده توسط
در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹
|