عجب تصادفی!
امروز نظارت امتحان فاینال داشتیم و سر یکی از کلاسها بودم که چند تا غایب داشت. یکم منتظر موندم تا بیان بعد از چند دقیقه همه اومدن یه دفعه چشمم به یه چهره آشنایی افتاد. حواسم جای دیگه بود و هی ناخودآگاه می گفتم این کیه کجا دیدمش... که یادم افتاد ... نه من بروی خودم آوردم نه اون زیاد سرشو بلند کرد.

بعد از امتحان تو دفتر موسسه بودیم از معلم اون کلاس پرسیدم فلانی که کلاس تو بود می شناختیش؟ گفت آره انگار معلم اجتماعیه! خندیدم. گفتم اون استاد دانشگاهه. دکترای ... داره. هم دانشگاه تدریس می کنه و هم معاون ... استانداریه. با تعجب نگام کرد و گفت نمی دونستم. بعد گفت البته یه بار تو دانشگاه دیدمش ازم پرسید اینجا چیکار می کنی منم گفتم درس می خونم دیگه. بعد ازش پرسیدم شما چی؟ اونم گفت هیچی... منم درس می خونم. نگو استاد بوده اونجا.

یاد اون جلسات افتادم که قرار بود یه انجمن درست کنیم و به ثبت برسونیم و چندین بار دور هم بودیم. همیشه از اخلاقش خوشم میومد چون حس می کردم دغل باز نیست و مثل خیلی ها ریاکار نیست...

پ ن : با دیدن کلیپ آزار یک خانم دو جنسه (آنطور که صدایش می کردند) در خاوران تهران توسط عده ای جوان (تعدادشان کم هم نبود) از انسان بودنم شرم کردم. پست بودن هم انگار انتها نداشت مثل خیلی چیزای دیگر...

ببخشید که نمی توانم لینک بدم اصلا دوست ندارم کس دیگری از دیدن این بربریت ناراحت بشود

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹  |
 
 
بالا
Site Meter